قضات دیوان عالی کشور دیروز حکم یک بار قصاص تازه عروس و دوبار قصاص پسرعموی شوهر وی را که با همدستی هم داماد جوان و مادربزرگش را کشته بودند، تائید کرد.
23 آبان 94 خبر کشته شدن یک زن 78 ساله به نام سکینه و نوه 29 سالهاش به نام محمد به ماموران کلانتری 123 نیاوران رسید. مرد میانسالی که با پلیس تماس گرفته و از جنایت فجیع در خانه پسرش خبر داده بود، به ماموران گفت: مادرزنم در طبقه دوم ساختمان و پسرم محمد و همسرش شیرین که یک سال است ازدواج کردهاند، در طبقه پایین همین ساختمان زندگی میکنند. پسر و عروسم با هم اختلاف داشتند. به همین خاطر پسرم چند روزپیش به خانهمان آمد، اما صبح زود برای برداشتن لباس تمیز به خانهاش برگشت. او دقایقی بعد در حالی که هراسان بود با من تماس گرفت و گفت همسرش که قهر کرده و به خانه پدرش رفته بود به خانه برگشته و در را قفل کرده است. پسرم میخواست هر طور شده با پیچ گوشتی در را باز کند، اما من به او گفتم دقایقی صبر کند تا خودم به خانهاش بیایم. اما وقتی مقابل خانه پسرم رسیدم با صحنه وحشتناکی روبهرو شدم. پسرم و مادر زنم با ضربههای چاقو کشته شده بودند به دنبال اظهارات این مرد فرضیه جنایت از سوی تازه عروس خانواده قوت گرفت. تلاش برای ردیابی شیرین آغاز شده بود که پلیس دریافت این زن همراه پسرعموی 18 ساله شوهرش به نام محمود به محل نامعلومی گریختهاند. تلاش برای ردیابی آنها آغاز شده بود که 14روز بعد شیرین و محمود بازداشت شدند. شیرین در بازجوییها گفت: از همان ابتدای زندگی مشترک با شوهرم اختلاف داشتم. چند روز قبل از قتل از خانه شوهرم قهر کرده بودم. 23 آبان صبح زود به خانهام برگشتم و با پسرعموی شوهرم تماس گرفتم تا او هم برای میانجیگری به خانهمان بیاید. حدود ساعت 7 صبح بود که یکباره متوجه شدم شوهرم مقابل در خانه آمده است. من و محمود در را قفل کرده بودیم ولی شوهرم با پیچ گوشتی در را باز کرد. او به محض این که من و پسرعمویش را دید، به رویم چاقو کشید. من هم چاقو را از دستش گرفتم و یک ضربه به چشم او زدم. همان موقع محمود برای دفاع از من وارد دعوا شد و ضربههای متعددی به شوهرم زد و او را کشت.مادربزرگ شوهرم که سر و صدا را شنیده بود به طبقه پایین آمد و من از ترسم دستمالی را مقابل دهانش گذاشتم و او را با چند ضربه چاقو کشتم. محمود 18 ساله وقتی روبهروی قضات دادگاه ایستاد منکر قتل پسرعمویش شد و گفت: من برای پایان دادن به دعواهای پسرعمویم و همسرش به خانه آنها رفته بودم، اما وقتی محمد و همسرش با هم درگیر شدند، من با چاقو یک ضربه به گردن محمد زدم. شیرین سایر ضربهها را به شوهرش زد و او را کشت. شیرین به تنهایی مادربزرگ شوهرش را به قتل رساند.
